زوج ایونهه

 

 

ایونهه: زوج ایونهیوک و دونگهه
روز ایونهه: هجدهم (18) جولای سال 2007 (27 تیر)
عدد: 89 (عددی که از ترتیب سنی گروه سوپر جونیور بدست اومده، یعنی از نظر سنی ایونهیوک نفر هشتم و دونگهه نفر نهم گروه محسوب میشه)
رنگ: نارنجی (هیوک) و آبی (هائه)
نماد: ماه (هیوک) و خورشید (هائه)
نام کلاب شیپرز: ما را جولفیشان (JewelFish) مینامند ^^

 


 

اول از همه چیز ، (با نام و یاد خدا ?) میخوایم براتون بگیم ایونهه دقیقا کی هستن. این زوج از کجا اومده جریانشون چیه؟ اولین بار کی اعلام شد یه زوجن؟ کی گفته اینو اصن؟ چرا شیپشون میکنیم؟! اصن از کی شیپ کردنِ این دونفر باهم شروع شد؟؟؟! و …
ما میدونیم که این سوالات تو ذهن هرکدوم از شما مخاطبین عزیز سایت وجود داره، یا وجود داشته. بعضیاتون شاید شخصا با گشت و گذارای اینترنتی یا شنیده ها از این و اون به جواب‌هایی رسیده باشید. بعضیاتونم شاید بخاطر نبود منابع درست و حسابی و پراکنده بودن مطالب بیخیال سوالای اساسی ذهنتون شده باشید.
بهرحال ما اینجاییم که زوج ایونهه‌ای که عاشقانه شیپ میکنیم رو به همگان معرفی کنیم ? پس این شما و این هم بیوگرافی کوتاه اما کاملی از بهترین زوج دنیا؛ ایونهه

خب خب خب (کف دست‌هایش را به هم میمالد و خبیثانه لبخندی به گوشه لب میندازد) شروع میکنم….

ماجرای هیجان انگیز بیوگرافی زوج ایونهه رو باید از ۱۰سال پیش شروع کنم.
۲۰۰۷ بطور رسمی سال شروع ایونهه بود. سالی که برای اولین بار از زبون شخص شخیص خودشون شنیدیم که خودشون رو با اسم کاپلیِ “ایونهه” خطاب میکنن. در ماه مِی وقتی اونها به همراه تمام اعضای گروه درحال پخش زنده‌ی برنامه‌ای رادیویی بودن دونگهه توسط اینهیوکِ مجری با عنوانِ “دونگهه‌ی ایونهه” معرفی شد. و بعدازون هم دونگهه اینطور ادامه داد: سلام به همه. من دونگهه‌ی ایونهه هستم.
ری‌اکشن لیتوک به این نوع خاص معرفی قابل توجهه. ‌اون‌ گفت یه لحظه صبرکنید. ایونهه چیه دیگه؟ یعنی مثل یه زوج؟! هیوکجه که باهوش تره متوجه‌ی زیاد از حد گذشتنشون شد و گفت نه همون دوست. تا قضیه رو جمع کنه. اما دونگهه‌ی کیوت و ساده‌ی ما موضوع رو ادامه داد و تائید کرد بله زوج ایونهه ^^ اینجا بود که لیتوک بهشون اخطار داد: ازونجایی که درحال پخش زنده هستیم تمام کشور همین الان دارن به ما گوش میدن و حتی شنونده‌های خارجی هم ‌هستن. (یعنی مراقب باشید چی داری میگین!) اما اینهیوک بازم کوتاه نیومد و گفت چرا اینطور میکنید!؟ که با ری‌اکشنِ بقیه‌ی پسرا مواجه شد که میپرسیدن نه هیوکجهه‌شی تو چرا اینطور میگی!!؟

خب فکرمیکنم تا همین جای بیوگرافی هم باید خیلی چیزا مشخص شده باشه براتون.
اول: خطاب دونفر با چنین نوع اسم‌هایی در فرهنگ کره مطلقا معنی زوج بودن داره.
دوم: اینهیوک و دونگهه هردو ازین موضوع آگاهی داشتند و بازهم خودشون رو اینطور معرفی میکردن.
سوم: این موضوع موافق نظر لیدر گروه و سایر اعضا نبوده. پس حتی نمیتونه فن‌سرویس بوده باشه. اگر بود باهاش مخالفت نمیکردن!

و سرانجام قسمت مورد علاقه‌ی من ازین فکت تاریخی!
اینهیوک در جواب سرزنش‌ها و مخالفتای اعضا میگه: مگه چیه میخوام بزارم تمام دنیا از دوستی ما باخبر بشن!

حیف که باید نوشتن بیوگرافی رو تموم کنم وگرنه میتونستم همیییین الان برای قلب آتیشی و جوون و عاشق این پسر بمیرم! ?
******
بعد از این ماجرا چندماه بعد حدودای ماه دسامبر، ما هیچول هیونگ شجاع رو داریم که در برنامه رادیویی خودش اسم خاص ایونهه رو به کار برد. و حتی در جواب دختر مهمان که خیلی شوکه و متعجب شده بود و معذبانه با خنده سوال کرده بود که این یعنی چی…؟ توضیح داد که ایونهه یعنی کاپل اینهیوک و دونگهه! (همگی به پاس اوپای خفنمون که همیشه وقتایی که هیچکس دیگه‌ای جرئتشو نداره پیشتاز رد کردن همه‌ی خط قرمزاست به پا خیزید تا ۳۰ ثانیه سکوت کنیم ??)
******
منوال به همین قرارا میگذشت تا اینکه ازین ور اونور زمزمه‌هایی از یه اتفاق خیلی خیلی خاص و عجیب بلند شد. الفای چینی فن اکانتی داشتن که ماجرای متحول کننده‌ای رو تعریف میکرد.‌ این فن‌اکانت کم‌کم همه جا پیچید. حتی درموردش توسط سایت خبری سوهو (Sohu)، که در سال ۲۰۰۷ میزبان پرس کنفرانس سوجو در چین بود، مقاله‌ای نوشته شد.
ترجمه‌ی بخشی از اون مقاله رو براتون مینویسم:
(از زبان شخص محاصبه کننده)
بذارید یک‌چیز جالبی رو براتون تعریف کنم.‌ بعد ازینکه مصاحبه با سوپرجونیور انجام شد، ما داشتیم وسایل ضبط و فیلمبرداری رو جمع میکردیم که یکدفعه صداهایی از پشت صحنه شنیدیم. رفتم ببینم علت این سروصداها چیه. دیدم که روی استیج رو‌به‌روی میکروفون، شیندونگ با حالتی مقدس و کشیش مابانه‌ای ایستاده و داره حرفهایی میزنه. رفتم نزدیک تر و با دقت‌تر گوش دادم. همون مو

قع سوپرجونیور شروع به بلند بلند خندیدن کردن. شیندونگ خودش رو عاقد ازدواجِ ایونهه اعلام کرد و از زوجین خواست به صحن کلیسا وارد شن. همون ‌موقع اینهیوک و دونگهه داوطلبانه و سرخوشانه به روی استیج رفتن و به رسم مسیحیا دو طرف کشیش روبه هم ایستادند. بعد عاقد شیندونگ خیلی آروم حرف هایی زد و اونهام گوش دادند و به آرامی سرتکان دادند….

این ماجرایی بود که دهن به دهن بین الفای چینی و بعد بقیه‌ی فندوم پخش میشد. اما وقتی سرانجام دقیقا در سالگرد یک سالگی این مراسم ازدواج‌گونه ، یعنی در تاریخ هجدهم جولای ۲۰۰۸ ، شیوون دونگهه و اینهیوک در Cyworld (شبکه‌ی مجازی بابِ اون‌روزها) پست‌های فان و خاصی گذاشتند؛ یکی از کامنت‌های دونگهه درون گفتمان مجازیشون این بود:
{I Love EH best} الهی فدای انگلیسی دست پا شکسته ی اون موقع‌ات ?? ولی خب ما منظورتو از جمله فهمیدیم? فقط این که از EH منظورش ايونهيوک بوده یا ايونهه رو خدا داند. ولی هرچی باشه الف‌ها بلاخره متوجه شدن قضیه جدیه و ایونهه‌شیپرای فندوم این تاریخ رو “روز ایونهه” نام گذاشتند و ما هرسال در این روز جشن میگیریم ????

قابل توجهه که با افتخار بهتون اعلام کنم، ایونهه‌ی ما تنها زوج در کی‌پاپ میباشد که روزشون مبنا و ماجرای حقیقی و فکت ‌طوری داره. روز مخصوص مابقی کاپل‌ها که توسط کی‌پاپرها شیپ میشن اینطور مشخص میشه که نگاه میکنن این دو شخص تو گروهشون چندمین نفرن، یا تاریخ تولداشون چطوره، و خلاصه اینطور اعدادی رو کنار هم میذارن تا یه تاریخ بسازن و اون روز رو جشن بگیرن.
بعله ایونهه‌ی ما اینجوری فرق داره و اینجوریاست که واقعیه ?

اِهِم اِهِم… خب بیوگرافی ایونهه رو پیش میگیریم. حالا دیگه میرسیم به ابراز و اعتراف های این دو مجنون به عشقشون اون هم بصورت عمومی! اولین اعتراف به عشق سال ۲۰۰۶ توسط هیوکجه انجام شد. بله کلا ایشون پیشرو هستن همیشه. این سکانس خیلی طلاییه. خوب بهش دقت کنید!

ایونهیوک پشت میز گردی که شامل دونگهه ، لیتوک و کانگین هم میشه نشسته. اونها دارن درمورد داستان قسمت دوم سریال شوی مینی‌دراما که عنوانش “عشق‌های خطرناک در بین دوستان” هست، ایده هاشون رو باهم به اشتراک میگذارند.
کانگین پیشنهاد میده توی دراما این داستان رو انجام بدن؛ که همه توی خوابگاه دورهم نشستند و شروع به صحبت درباره‌ی عشق میکنند. که در این بین لیتوک احساس خودش نسبت به کانگین رو اعتراف میکنه.
لیتوک موافقت میکنه و میگه ایده‌ی خوبیه
درهمین لحظه هیوکجه به آرومی میگه “حقیقتش من خیلی وقت پیش یجورایی عاشق دونگهه شده بودم”

در سکوت ماندن. در سکوت ماندن. در شوک ماندن. در هیجانی زیرپوستی ماندن….. حالا منفجر شویم!!!! عععععععععررررررررر ????
خب خب دوستان لطفا نمیرید. برگردین به خوندن بیوگرافی ادامه بدین. ماجرای اولین عاشقشم گفتن دونگهه مونده هنوز…

از سال ۲۰۰۸ برنامه‌ای شروع به پخش شد که در اون سوالات فن‌ها از آیدول ها میپرسیدن. در یکی از قسمت‌های همین برنامه‌ که یوفو نام داره، دونگهه داشت جوابِ سوال یکی از فن ها رو میداد. حرفاش کلا راجب کوهستان استان لیان یونگانگ بود. یجای صحبتاش میرسه به میمون‌هایی که در این منطقه محافظت شده هستن. و یکدفعه خیلی شیرین و ریز میخنده! میگه: “خب این دوباره (!) منو یاد ایونهیوکی انداخت… آخه ایونهیوکی (??) فقط یه ذره، یه کوچولو شبیه میمونای بامزه و کیوته‌….” سپس درآخرِ صحبتاش تیر مرگ و خلاص رو به شیرینی هرچه تمام تر به قلب شیپراشون میزنه smile ایشون میفرمایند:
پس من این راز رو بهتون میگم… من اینهیوک رو دوست دارم… (چندلحظه تامل کردن) اما… اوم… خودتون که اینو میدونید نه؟

??????….. عایم مرگ ?
از زبان روحم: یکی بیاد منِ احیا کنه! باید بقیه‌ش بنویسم!!
های اِگِین! بله بازهم برگشتم با ادامه بیوگرافی ایونهه درخدمتتون باشم. لطفا یه چندتا نفس عمیق بکشید داریم به هیجان انگیز ترین قسمتش نزدیک میشیم.
و آنگاه که برای اولین بار نوع رابطه‌ی ایونهه بر همگان روشن میشود!

بله… سال ۲۰۱۰ بود. اینبار سونگمین و اینبار دونگهه مهمان برنامه‌ی “یوفو ریپلای” بودن. سوال فن‌ها درمورد اسکین‌شیپ بود (همون بغل مغل و ای چیزا) دونگهه در این باره توضیحاتی داد و گفت توی خوابگاه موقع بیدار کردن هیونگ‌ و دونگسنگام من میرم و بلند میگم بیییدااار شید. و یکی یدونه به پشتشون میزنم تا از خواب بیدار بشن. و درمورد دوست‌هام اینهیوک و شیون، بهشون یه بغل میدم و میگم بیدار شین.
در همین لحظه سونگمین میون صحبتای دونگهه میپره که وااااقعااا همش هممییین؟!؟! مجری متعجب میپرسه قضیه چیست ای سونگمین؟ عایا میشود ما را ازین تاریکی غفلت بگشایی؟! سپس کیوتمین هیونگ پرژکتورِ هدایتش را بر سر مجری و الف‌های بیینده‌ی برنامه روشن میکند: ” اووهه… دونگهه همش مدام اینهویک رو میبوسه! طوری که من دیگه دارم بهشون مش

کوک میشم!! وقتی اینهیوک خوابه دونگهه یواشکی میخزه توی تختش و از پشت بغلش میکنه. اینطور تظاهر میکنه که فقط به اتاق اینهیوک رفته که بیدارش کنه. اما بعدش ما درحالی که توی تخت اینهیوک توی بغل همدیگه خوابن پیداشون میکنیم. آره دونگهه واااااااااقققعاااا عاشق این نوع از اسکین‌شیپه”

برااااستی که عایا ایمان نمی‌آورییید؟!؟؟! ?????? من که دیگه بِمُردم. بستونه نگارش بیوگرافی را در همین نقطه به پایان میگذارم و راهیِ بهشت برین که منزلگه صالحانِ فندوم است راهی میشم. باشد که رستگار شوید.
پی‌نوشت: نگران نباشید. شما میتونید مابقی بیوگرافی رو در قالب پست‌های “تقویم” یا “مومنت” و “فکت” یا “حقیقت” که به مرور در سایت گذاشته میشه دنبال کنید.

Print Friendly, PDF & Email